سيد علي اكبر قرشي

104

قاموس قرآن ( فارسي )

ميدهد كه مأموريتشان خدائى بوده است ولى آيه در پيامبر بودنشان صريح نيست زيرا بعث در غير پيغمبر نيز به كار ميرود و به نظر ميايد كه مروّج شريعت تورات بوده‌اند . نقذ : انقاذ بمعنى نجات دادن و خلاص كردن است . « الانقاذ : التّخليص عن ورطة » * ( وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ) * آل عمران : 103 . در كنار گودال آتش بوديد كه از آن خلاصتان كرد و نجاتتان داد * ( وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوه مِنْه ) * حج : 73 . اگر مگس چيزى از آنها بگيرد . آن را خلاص نتوانند كرد . نقذ و انقاذ و استنقاذ بيك معنىاند ( اقرب ) . نقر : * ( فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ . فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ ) * مدثّر : 8 و 9 . راغب گفته : نقر كوبيدن چيزى ( مثل كوبيدن طبل ) است كه منجرّ بسوراخ شدن آن باشد ، منقار آنست كه با آن ميكوبند مثل منقار پرنده . طبرسى نيز كوبيدن گفته است و گويد ناقور آنست كه آن را براى صدا كردن ميكوبند در نهايه گويد در حديث آمده : « نهى عن نقرة الغراب » و آن اين است كه كسى نماز را خيلى تند بخواند گوئى مانند كلاغ منقار به زمين مىزند . بهر حال * ( « نُقِرَ فِي النَّاقُورِ » ) * بجاى * ( يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ) * است يعنى آنگاه كه در ناقور كوبيده شود و قيامت پديد آيد ، آنزمان روز سختى است . قاموس ، مفردات و مجمع آن را صور گفته‌اند . نقير : خال يا فرو رفتگى كوچكى است در پشت هستهء خرما . در قاموس گويد : « النَّقير نكتة فى ظهر النّواة » راغب گفته فرو رفتگى « جزئى » است در پشت هسته كه چيز سبك ( و حقير ) را با آن مثل زنند طبرسى نيز مثل قاموس گفته و اضافه كرده : گوئى منقارى به آنجا زده‌اند : * ( فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً ) * - . . . * ( فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ نَقِيراً ) * نساء : 53 و 124 . يعنى به قدر نقير چيزى به كسى ندهند و به قدر نقير مظلوم و ناقص الاجر نگردند . نقص : كم كردن و كم شدن . * ( قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ ) * ق : 4 .